اول ماه مه، جشن؟ یا جنگ؟

 

ماه مه سال 2007 میلادی در آستانه طلوع است و ما کارگران سراسر دنیا، بر اساس سنتی دیرینه، به پیشواز روز اول این ماه  می رویم. چرا این کار را می کنیم؟ از این روز و این مراسم چه انتظاراتی داریم؟ با اول ماه مه چه شده است و ما  تا امروز با آن چه کرده ایم؟ مکان این روز در فرایند سراسری مبارزه طبقاتی ما علیه سرمایه داری چیست؟ و در حال حاضر چگونه دیده می شود؟ همه و همه مسائل قابل بحثی هستند، اما پیش از پرداختن به این پرسش ها یا لااقل برخی از آنها، ببینیم که در کجا زندگی می کنیم؟ در محاصره چه شرائطی هستیم و در دل این شرائط چه راهی در پیش روی ماست؟ پاسخ برای همه ما ساده است، هر کجا که هستیم، شرق یا غرب، شمال یا جنوب و در هر کدام از قاره ها و کشورها، به هر حال در جهان سرمایه داری زندگی می کنیم. دنیائی که در آن:

- هر سال 18 میلیون و هر روز 50 هزار نفر از ساکنانش، به طور مستقیم بر اثر گرسنگی می میرند. اگر شمار این مردگان ناشی از فشار سهمگین گرسنگی را برای دوره زمانی میان سال 1994 تا امروز یکجا با هم جمع بزنیم با کل جمعیت روز کشور امریکا برابری می کند.

- در هر دقیقه 20 و در هر روز فقط 000 30  کودک زیر فشار گرسنگی جان خود را از دست می دهند.

- حدود 3 میلیارد انسان با درآمدی کمتر از 2 دلار امریکا در روز ندگی می کنند و از این جمعیت بیش از یک میلیارد نفر آنها درآمد روانه ای کمتر از یک دلار دارند.

- ثروت و سرمایه موجود  سه سرمایه دار بزرگ ، با کل موجودی و دار و ندار 600 میلیون نفر از مردم کارگر و تهیدست جهان برابری می کند.

- زاند بر 100 میلیون کودک از هر نوع مدرسه و آموزش و امکانات تحصیلی بی بهره اند.

- قریب یک و نیم میلیارد آدم از داشتن آب سالم آشامیدنی محرومند. جمعیتی به همین میزان نیز، فاقد هر نوع امکانات دکتر و دارو و درمان هستند.

- در طول 30 سال اخیر فقط صدور سرمایه به ممالک آسیا، افریقا و امریکای لاتین 35 برابر شده است و در طول همین مدت وضعیت معیشت توده های کارگر و فرودست این کشورها به صورت خیره کننده ای رقت بارتر شده است.

- فقط بودجه سالانه وزارت جنگ امریکا در وضعیت حاضر از کل درآمد سالانه یک میلیارد کارگر افزونتر است.

- در سال 2006 هزینه تسلیحاتی دولت ها از مرز 1300 میلیارد دلار امریکا بالاتر رفته است.

- متجاوز از یک میلیارد توده فروشنده نیروی کار فاقد کار و اشتغال هستند.

 

ما ساکنان این جهانیم. جهانی که شمار گرسنگانش در کمترین فواصل زمانی با بیشترین میزان رو به افزایش می رود، مادرانش برای مقابله با مرگ ناشی از گرسنگی فرزندانشان محکوم به تن فروشی می باشند. انبوه کودکان خردسالش در عمق کارگاههای پر از تعفن تولید سود، برای جلوگیری از فرار توسط سرمایه داران به زنجیر بسته می شوند. دنیائی که خیل کثیر کارگران و تهیدستانش از همه سو در لابلای شعله های بشرستیزترین جنگهای سرمایه داری می سوزند. دنیای عراق و فلسطین و افغانستان، دنیای گوانتانامو، صبرا و شتیلا و دیر یاسین و قارنا و جنین، دنیای آکنده از بربریت و جنایت که نام شوم و موحش آن دنیای زشت سرمایه داری است.

 

اول ماه مه روزی از روزهای پیکار سراسری و تاریخی طبقه ما علیه هستی موجود این دنیا, علیه نظام بردگی مزدی است. ما طبقه ای هستیم که از روز ولادت خود در تاریخ تا امروز و تا زمانی که آخرین بارقه های حیات سرمایه داری باقی است با این نظام در جنگیم. هستی سرمایه داری بر تاراج کار و آسایش و امنیت و معیشت و حقوق مدنی و انسانی ما بنا شده است و هر نوع تلاش ما برای گرفتن ناچیزترین سهم از محصول کار و حقوق طبیعی انسانی و حیات اجتماعی خویش در گرو مبارزه حاد و بی امان علیه این نظام بوده است و هست و خواهد بود. اول ماه مه روز خروج جمعیت میلیاردین ما با هدف گزارش تراز این جنگ به تاریخ، به همدیگر، به سنگرهای استوار مقاومت توده های طبقه خود در هر کجای دنیاست. تریبونهای اول ماه ما قرار است سالنمای چگونگی تداوم این جنگ، کمبودها، نقاط ضعف و قوت و درجه قوام و همبستگی و اتحاد و پیشروی آن را به نمایش نهد. اجتماع ما در این روز باید مانیفست تعرضات آتی، بازنمای افق شفاف پیکار، شیپور مرگ سرمایه داری و تجدید عهد انترناسیونالیستی و طبقاتی ما برای جایگزینی وجود شوم این اختاپوس دهشت و وحشت، با سازمان سراسری  و شورائی کار و تولید سوسیالیستی، در مقیاس عظیم انترناسیونالیستی باشد.

 

اول ما مه برای جنبش ضد سرمایه داری کارگران جهان چنین مکانی دارد و اینک پرسش اساسی ما از همه کارگران دنیا این است که آیا واقعاً آنچه در این سالها و از دیرباز تا امروز زیر نام اول ماه مه برگزار گردیده و می گردد، حامل چنین نقشی است؟ یا اجرای عینی هیچ گوشه مهمی از این وظیفه سترگ تاریخی را به نمایش نهاده است؟ پاسخ به طور قطع منفی است. تریبون اول ماه مه در هیچ کجای دنیا در دست جنبش ضد سرمایه داری و برای محو بردگی مزدی طبقه کارگر نمی باشد. پرچم و مانیفست این روز، بالعکس در همه جا توسط اتحادیه های ضد کمونیستی، دولتهای بورژوازی، سوسیال دموکراسی مدافع نظم تولیدی و سیاسی بردگی مزدی، رفرمیسم چپ منحل در پارلمانتاریسم و قانونیت و ساختار مدنی سرمایه و در یک کلام توسط مخالفان و دشمنان جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر، یا نمایندگان جریانات بی ربط به این جنبش مصادره شده است. در اروپای غربی و شمالی، رفرمیسم راست اتحادیه ای و سران سوسیال دموکراسی هستند که با تصرف تریبونهای این روز به جای  نواختن در شیپور جنگ علیه کار مزدی، تحمل تمامی اشکال تشدید استثمار و بی حقوقی ناشی از سودجوئی هر چه عظیم تر سرمایه جهانی را به کارگران توصیه و دیکته می کنند. در کشور چین، کمونیسم ارتجاعی بورژوازی است که زیر نام اول ماه مه کارگران علیه سرمایه!!! فتوحات سرمایه جهانی در برنامه ریزی ژرف ترین، گسترده ترین و حادترین شکل استثمار صدها میلیون کارگر را جشن می گیرد. در  امریکای لاتین در بهترین حالت لیبرالیسم چپ خلق گراست که به نام کارگران و سوسیالیسم تریبون اول ماه مه را اشغال می کند، در روسیه و اروپای شرقی تا دیروز سران اردوگاه سرمایه داری دولتی و امروز مافیای بازار آزاد بورژوازی و یا بقایای منقرض کمونیسم بورژوائی اردوگاه است که کارگران را مخاطب خود می گیرد، در امریکای شمالی و کانادا روز اول ماه مه بر پایه ائتلاف همگن اتحادیه های کارگری ضد کارگر و بورژوازی ژاندارم سرمایه جهانی به مسلخ تبعید رفته است و بالاخره در جامعه ایران، یکی از هارترین دولت های دینی سرمایه داری است که روز کارگر را میعادگاه سر دادن عربده های ضد کارگری و ضد بشری خود می سازد.

 

آنچه در اول ماه مه بر زبانها جاری می گردد، نه راه برون رفت از دوزخ سیاه سرمایه داری و نه حتی مطالبات ضد سرمایه داری کارگران دنیا که بالعکس میثاق منافع مشترک کارگران و بورژوازی!! و عهدنامه تسلیم جاودانه توده های کارگر به استثمار و بردگی مزدی سرمایه جهانی است. تریبونها همه جا در تصرف جغدهای ویرانه خواه تاریخ است و اینهایند که بر فراز قتل عام جنبش ضد سرمایه داری کارگران دنیا، اول ماه مه را به جشن سالروز پیروزی بورژوازی بر طبقه کارگر و کمونیسم ضد کار مزدی پرولتاریا تبدیل کرده اند. توده های کارگر دنیا در جریان برگزاری مراسم این روز، با کموناردها، با انترناسیونال ضد سرمایه داری اول، با پرولتاریای مصمم در انقلاب اکتبر و با میثاق آگاه و دورنمای شفاف مبارزه طبقاتی برای نابودی سرمایه داری تجدید عهد نمی کنند. آنان با کمال تأسف به صورت سیاهی لشکر رفرمیسم راست اتحادیه ای، ابوابجمعی سوسیال دموکراسی و در بهترین حالت تماشاچیان منفعل اپوزیسون نمائی محافل چپ نمای غیرکارگری در این مراسم شرکت می جویند.

 

برگزاری اول ماه مه به این صورت بازتاب مستقیم موقعیت اسفباری است که جنبش کارگری جهانی در شرائط تاریخی  روز داراست. جنبشی زمینگیر، بی افق، بار شکست های عظیم بر دوش، فرومانده در بسط تجارب شکست به پلکان عروج نوین مبارزه طبقاتی، از زمین و آسمان در معرض قلع و قمع و حمام خون های سرمایه داری، فرسوده از فشار رفرمیسم راست و منحط اتحادیه ای و آسیب دیده از انبوه معضلات و دشواریهای دیگر که به جای جنگیدن در سنگر تعرض علیه موجودیت نظام کار مزدی، سخت اسیر ساز و کار بازتولید نیروی کار خود برای فروش مستمر به سرمایه است. محتوای روز تقابل این جنبش با بورژوازی تا به این حد تنزل کرده است و این تنزل تا آنجا ادامه یافته است که تحمیل هزینه بازتولید نیروی کار به سرمایه داران و نفس فروش این نیرو به سرمایه و در یک کلام زنده ماندن برای بردگی مزدی، صدر و ذیل مجادله عصر ما با سرمایه دارها و دولت های سرمایه داری را در خود خلاصه کرده است. دوام این وضع نه برای طبقه کارگر جهانی امکان دارد و نه برای هیچ کارگر آگاهی در هیچ کجای جهان قابل تحمل است. این وضع باید عوض شود و روز اول ماه مه نیز باید مانیفست زنده جنگ طبقاتی و انترناسیونالیستی ما علیه اساس سرمایه داری گردد. اول ماه مه باید از چنگال مصادره رفرمیسم راست و چپ و دولت های جنایتکار بورژوازی خارج شود. در مراسم این روز باید:

 

1-  مطالبات جاری طبقه خود را بر پایه تضمین قطعی یک معیشت مرفه انسانی و بالاترین سطح آزادیهای سیاسی و حقوق اجتماعی در سطحی انترناسیونالیستی و با رویکردی عمیقاً سوسیالیستی و ضد سرمایه داری مطرح سازیم. بخش اعظم احاد توده های طبقه ما زیر فشار تشدید استثمار و توحش سرمایه داری نه فقط از این سطح معیشت، رفاه و حقوق  انسانی و اجتماعی محرومند که در باتلاق گرسنگی و فقر و بیماری و بی بهداشتی و بی مسکنی و فقدان هر نوع آزادی سیاسی غوطه می خورند. بخش اندکی نیز که در سنین گذشته تاریخ به یمن جنبش های عظیم انقلابی قرن 19 اروپا، خیزش پرشکوه کموناردها و انقلاب اکتبر از یک حداقل معیشتی و برخی حقوق مدنی برخوردار بوده اند، دیری است که با تعرض پرشتاب بورژوازی بیشترین آن را از دست داده اند و یا در حال از دست دادن آن هستند. توسعه لحظه به لحظه بیکاری، گرسنگی، فقر، بی مسکنی و محرومیت ما از ابتدائی ترین امکانات زیستی و رفاهی و انسانی، توسط سرمایه داری  یک بلیه عظیم انسانی در شرائط تاریخی روز است، هیچ دقیقه ای نمی گذرد که نظام بردگی مزدی شمار بسیار کثیرتری از همزنجیران ما را به تیغ مرگ ناشی از فلاکت و محرومیت و سیه روزی نسپارد. در مقابل این تهاجم بشرستیز بورژوازی باید به نبردی سراسری، طبقاتی و انترناسیونالیستی دست زد. بورژوازی به همه این جنایات دست می یازد تا محو نان و لباس و مسکن و آموزش و بهداشت و آزادی و زندگی ما را وثیقه سود افزونتر سرمایه های خود سازد  و ما در مقابل این تعرض توحش بار باید به بنیاد حیات سرمایه، به پروسه تولید اضافه ارزش و سود و به روند بازتولید و خودگستری سرمایه حمله کنیم. باید خواستار تضمین بی قید و شرط یک سطح معیشت کاملاً  مرفه و متعالی انسانی، مسکن و آموزش، بهداشت و دارو درمان و مراقبت سالمندان و مهد کودک و ایاب و ذهاب کاملاً رایگان برای همه آحاد بشر و ممنوعیت کامل دخالت دولت ها در کار چگونگی سازمانیابی و اتحاد و پیشبرد مبارزات جاری ضد سرمایه داری خود در سرتاسر جهان شویم. بورژوازی جنبش ما برای تحقق این مطالبات را به تیر می بندد، رفرمیسم راست آن را اتوپیک می خواند و چپ منجمد در کلیشه های خشک دینی و مکتبی طرح آنها را در شرائط حاکمیت سرمایه داری غیرمعقول می نامد!! حرف ما این است که باید تعرض سرمایه داری را با تعرض متحد طبقاتی پاسخ گفت، بر سینه رفرمیسم راست دست رد نهاد و به رفرمیسم چپ یاد داد که حرف آخر هر شدن و نشدنی را در عرصه جدال طبقاتی نه چتکه اندازی های خواب آلود مکتبی که قدرت پیکار بردگان مزدی سرمایه می زند. تحمیل مطالبات پایه ای ضد سرمایه داری بر بورژوازی نه فقط غیرممکن نیست که مسیر روشن پیکار جاری طبقاتی ما برای درهم کوبیدن نهائی نظام بردگی مزدی و استقرار سوسیالیسم است.

 

2. گفتگو فقط بر سر طرح این مطالبات نیست. بحث اساسی مبارزه سراسری و متحد در سطح انترناسیونالیستی برای حصول آنهاست. منشور این مطالبات باید به بستر مشترک و واحد مبارزه روز طبقه ما در کلیه کشورها و در سراسر جهان سرمایه داری تبدیل گردد. کارگر فرانسوی و آلمانی و کانادائی و هلندی و اسپانیائی و--- باید تحمیل این مطالبات بر بورژوازی ایران و آرژانتین و کره جنوبی و امریکا و لهستان و بنگلادش و هند و..... برای کارگران این کشورها را به همان اندازه امر بالفعل مبارزه روز خود بداند که برای تحمیل همین انتظارات بر بورژوازی ممالک محل خرید و فروش نیروی کار خود تلاش می ورزند. مانیفست مطالبات ضد سرمایه داری ما باید حقوق مصرح خود را برای کلیه آحاد انسانها، از کودکان و جوانان افریقائی اسیر ددمنشانه ترین شکل استثمار سرمایه جهانی، گرفته تا خردسالان به زنجیر بسته در کارگاههای تولید فرش بنگلادش و پاکستان، تا 600 میلیون گرسنه هند و چند صد میلیون گرسنه چینی، تا 33%  جمعیت مفلوک و فقر زده امریکای شمالی، از زن تا مرد، پیر تا جوان، شاغل تا بیکار در هر کجای این جهان خواستار شود. طرح  این مطالبات میثاق اتحاد انترناسیونالیستی طبقه ما و عهدنامه استوار پیکار مشترک و سراسری ما علیه سرمایه جهانی است. ما می توانیم و باید شروع مبارزه برای حصول این انتظارات را سنگ بنای جنگ متحد طبقاتی و سوسیالیستی خود برای خیزشی انترناسیونالیستی علیه کل موجودیت سرمایه داری و برپائی جهانی نو سازیم.

 

3. جنبش ما در سطح جهانی به گونه ای رقت بار فشار ناشی از خلاء یک افق شفاف و امید ساز طبقاتی را بر وجود خود حمل می کند. با فروپاشی اردوگاه شوروی سابق و کوس رسوائی تمامی اشکال منحط سوسیالیسم بورژوائی، افقهای دروغین و سراسر فریبی که زیر نام کمونیسم، طبقه ما را به دار توهم آویخته بود از پیش روی توده های کارگر پاک شد. مشکل اساسی اما همچنان به قوت خود باقی است. کارگران دنیا هر مبارزه روز خود را نه بصورت برداشتن گامی در راستای تجهیز و سازمانیابی و تدارک یک انقلاب عظیم اجتماعی برای محو سرمایه داری و استقرار بدیل کارگری و کمونیستی آن، بلکه تنها به شکل اقدامی برای حل و فصل مسائل معیشتی و اجتماعی خود در فراخنای حیات نظام بشرستیز سرمایه داری احساس می کنند. ریشه این امر در گسست بود و باید  جنبش ما و در انفصال مبارزات روز ما از دورنمای واقعی و شفاف طبقاتی این مبارزات قرار دارد. منظور از افق و آلترناتیو، مطلقاً عبارت بافیهای مرامی و لفظ پردازیهای مکتبی برنامه نویسانه رایج محافل چپ غیرکارگری نیست. افق برای ما تصویر عینی برنامه ریزی  سوسیالیستی کار و تولید حی و حاضر دنیا توسط همه آحاد توده های کارگر سازمان یافته در شوراهای سراسری در کل جهان موجود و در هر جامعه جداگانه از این جهان است. جنبش ما نیازمند برقراری رابطه درونی و ارگانیک میان هر مبارزه روز با این دورنمای عینی و شفاف است. این امر بدان معنی است که مبارزات روز ما در هر سطح و در هر قلمرو،  باید مبارزه ای آگاه، افق دار و ضد سرمایه داری باشد. تحقق این امر متضمن این معنی است که آحاد طبقه ما در سراسر جهان در هر گام از کشاکش خود با بورژوازی، خود را در مبارزه ای خواهند یافت که نشان رهائی بشریت بر چهره آن ممهور است. جنبش ما جنبشی برای محو کار مزدوری است. چگونگی برنامه ریزی پروسه کار و تولید اجتماعی و معیشت و نظم سیاسی جهان بر پایه  الغاء کار مزدی و محو تمامیت سرمایه داری افقی است که باید به صورت یک بدیل زنده و حی و حاضر اجتماعی در همه جا و در تمامی میادین پیکار، گواه آمادگی جدی ما برای ساختن جهانی نو بر ویرانه های عینیت توحش بار کاپیتالیستی موجود  باشد. اول ماه مه هر سال باید که پرتو افق رهائی فرجامین بشر به دست جنبش انترناسیونالیستی را بر زندگی ساکنان کره زمین ساطع سازد.

 

4. اتحادیه های کارگری موجود نه فقط ظرف این مبارزه و هیچ شکل دیگر مبارزات ما علیه سرمایه داری نیستند که کاملاً بالعکس همه جا ابزار اعمال قدرت بورژوازی برای به بن بست کشیدن جنبش طبقاتی ما می باشند. اگر قرار است برای تحمیل مطالبات روز خود بر بورژوازی مبارزه کنیم و اگر قرار است تغییر وضعیت موجود و نجات بشریت از استثمار، مظالم و جنایات بردگی مزدی موضوع واقعی زندگی و مبارزه ما گردد، جایگزین سازی اتحادیه ها و جنبش اتحادیه ای با سازمانیابی شورائی ضد سرمایه داری و برای محو کار مزدی امر اجتناب ناپذیر مبارزه طبقاتی ما خواهد بود. هر روز تداوم توهم به نقش اتحادیه ها روزی برای استمرار بیشتر حیات نظام سرمایه داری و روزی در باز نهادن دست بورژوازی بین المللی برای تشدید استثمار کارگران دنیا و توسعه گرسنگی و فقر و بربریت و توحش در دنیاست. اتحادیه ها روزی روزگاری به دست ما ساخته شدند و در عمل به ابزار تحکیم بردگی مزدی ما در دست سرمایه داران تبدیل شدند. درست به همان گونه که کل سرمایه جهانی مخلوق کار و حاصل استثمار ماست اما همین مخلوق کار ما در خارج از قلمرو دخالت و برنامه ریزی و اعمال قدرت سراسری و شورائی توده های طبقه ما نیروی قاهره خداگونه ای علیه ما و عامل کلیه اشکال بدبختی و فلاکت و سیه روزی ماست. آنچه  اینک ظرف مبارزه ضد سرمایه داری ما نیست به دور اندازیم و برای برپائی تشکیلات سراسری ضد کار مزدی و انترناسیونالیستی خود با تمامی توان دست به کار شویم.

 

5. در بخش های زیادی از دنیای سرمایه داری، توده های طبقه ما هنوز فاقد هر نوع تشکل و ظرف متحد مبارزه اند. طبقه کارگر ایران در زمره این بخش از همزنجیران طبقاتی ماست. در اینجا حدود یک قرن است که کارگران بدون هیچ تشکلی در وسیعترین سطح مبارزه می کنند، بدون داشتن هیچ حق اعتصاب، کثیرترین شمار اعتصابات را سازمان می دهند. دیکتاتوری هار سرمایه داری و امواج همیشه در طغیان اعدام و کشتار و حمام خون کارگران خللی در عزم جزم آنها برای مبارزه علیه وضعیت موجود پدید نیاورده است. دولت بورژوازی به طور مستمر فعالین کارگری را دستگیر و زندان و اعتصاب کارگران را تار و مار می کند، بخشی از بورژوازی ایران، رفرمیسم راست میراث دار اردوگاه سابق سرمایه داری دولتی و رفرمیسم چپ فرقه گرای باقی مانده از پروسه زوال جنبش های ناسیونالیستی و خلقی با جلب حمایت اتحادیه های کارگری آلت دست سرمایه داری جهانی در تلاشند تا مبارزات طبقه کارگر این جامعه را در حصار سندیکالیسم و اتحادیه گرائی به بن بست بکشانند. در مقابل فعالین آگاه و هشیار اندرونی طبقه کارگر ایران مصمم و استوار برای سازمانیابی شورائی ضد سرمایه داری و برای محو کار مزدی طبقه کارگر پیکار می کنند. این فعالین نیازمند حمایت وسیع و سراسری انترناسیونالیستی کارگران دنیا هستند. پاسخ به دست دراز این فعالین برای کسب حمایت انترناسیونالیستی وظیفه مبرم هر کارگر آگاه معترض به موجودیت و توحش نظام سرمایه داری است. در این گذر هیچ دریغ روا نداریم. این مسأله به طور قطع به همین سیاق و با همین ابعاد برای جنبش کارگری بسیاری از ممالک دیگر دنیا نیز صحت دارد، هر گام مبارزه طبقه ما در هر وجب از قلمرو تسلط سرمایه داری گامی از مبارزه سراسری طبقه ما علیه این نظام است، هر نوع غفلت از سرنوشت این مبارزه در هر کجا که باشد لطمه ای علیه پیکره واحد طبقاتی آن در همه جا خواهد بود.

 

کارگران جهان!

 

برگزاری مراسم اول ماه مه به سیاق روز، هیچ نشانی از مانیفست جنبش طبقاتی ما علیه استثمار، جنایات و بربریت سرمایه داری را بر رخساره خود حمل نمی نماید. این مراسم به این شیوه و با این محتوا، بیش از هر چیز  جشنی است که رفرمیسم راست اتحادیه ای و دولتها به پاس پیروزی خویش بر جنبش ضد سرمایه داری طبقه ما بر پای می دارند. روز اول ماه مه را از چنگال مصادره بورژوازی، رفرمیسم راست اتحادیه ای و لیبرال رفرمیسم چپ غیرکارگری خارج سازیم. این روز را به مانیفست واقعی پیکار ضد کار مزدی مبدل کنیم. در این روز مطالبات پایه ای ضد سرمایه داری خود را میعاد شروع جنگی سراسری و انترناسیونالیستی علیه نظام بردگی مزدی نمائیم. راهپیمائی عظیم اول ماه مه را نمایش تدارک و آمادگی  خود برای جایگزینی رفرمیسم راست و منحط اتحادیه ای با سازمانیابی شورائی ضد کار مزدی سازیم. پرچم سرخ  اول ماه مه را پرچم  استقرار سازمان سراسری شورائی و سوسیالیستی برنامه ریزی کار و تولید در جهان گردانیم، تا حمل آن به دست ما گواه عزم استوار جنبش مان برای رهائی کل بشریت باشد.

 

فعالین جنبش لغو کارمزدی